خلاصه فیلم : باروو، شهرکی دور افتاده در آلاسکا و نزدیک به قطب که در زمستان هر سال شبی ٣٠ روزه را تجربه می کند. در آخرین روزی که خورشید آسمان شهر را برای یک ماه ترک خواهد کرد، شهر مورد حمله گروهی خون آشام به رهبری مارلو قرار می گیرد. کلانتر ایبن اولسون جوان که همکار و همسرش استلا در آستانه جدایی از اوست.